محمد محمودهاشمی
«کشور صاحب مستعمره، با یک دست مواد استخراجی و مواد غذایی مستعمره را میخرد، و با دست دیگر از صناعت تبدیل مواد خام آن جلوگیری میکند. یک گیاه خوراکی (نیشکر) بر کوبا تسلط دارد، و کوبا نمیتواند آن را به آخرین شکل خود تبدیل کند. به این ترتیب کوبا نیمرخ یک کشور مستعمره را دارد. حال آنکه پنجاه سال از استقلال و حکمروایی آن میگذرد.
من در پس این تضاد ظاهری، دامگهی را دیدم که گاه در تاریخ، همگی ملتی را برای سالها، یا قرنها، به دست فراموشی میسپارند.»۱
***
در آغاز سال ۱۹۵۹ م دگرگونی بزرگی در کوبا رقم خورد، این دگرگونی را میتوان یکی از مهمترین رخدادهای قرن بیستم در قاره آمریکا دانست. انقلابیون کوبا به رهبری فیدل کاسترو پس از چند سال تلاش توانستند بر حکومت دیکتاتور و غربگرای باتیستا غلبه کنند و در فوریه ۱۹۵۹م کاسترو به مقام نخست وزیری در کوبا رسید. کوبا مجمع الجزایری است که در شمال دریای کارائیب و در محل تلاقی خلیج مکزیک با اقیانوس اطلس قرار دارد و فاصله آن تا ایالت فلوریدای آمریکا حدود ۱۵۰ کیلومتر است. وقوع انقلاب کوبا در حیاط خلوت ایالات متحده و خروج کوبا از حوزه نفوذ این کشور؛ که با نزدیک شدن کوبای انقلابی به اتحاد جماهیر شوروی همراه شد؛ اتفاق بسیار مهمی بود و جنگ سرد را در قرن بیستم به اوج رساند.
اما چرا وضعیت کشوری چون کوبا به سمتی پیش رفت که به انقلاب عدالت خواهانه کاسترو انجامید؟ برای پاسخ به این سؤال می بایست به تاریخ سیاسی و اقتصادی این کشور در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و روابط ایالات متحده و کوبا در این زمان رجوع کرد.
کوبا مستعمره اسپانیا
کوبا؛ مانند سایر سرزمینهای قارّه آمریکا؛ پس از اکتشاف اروپاییان به استعمار اسپانیا درآمد. طی قرن نوزدهم، سرزمینهای مختلف در آمریکای مرکزی و لاتین به استقلال دست یافتند، اما کوبا از تأثیرات جنبشهای استقلالطلبانه تا چندین سال دور بود.
این سرزمین، با بندرگاههای زیبا و طبیعیاش، بزرگترین پایگاه عملیات دریایی و نظامی اسپانیا علیه استقلال طلبان آمریکای مرکزی و جنوبی بود و این امر باعث میشد، با وجود پادگان بزرگ نظامی و دریایی اسپانیا امکان هرگونه شورشی در این مجمع الجزایر از میان برود. همچنین تعداد زیادی از سیاه پوستان در مزارع نیشکر کوبا کار میکردند. همین امر باعث شده بود تا سفید پوستان کوبا از بیم تسلط سیاه پوستان بر این سرزمین از هرگونه تلاشی در جهت کسب استقلال خودداریکنند.۲
اسپانیا در کوبا حضوری بلندمدت داشت. این کشور استعمارگر ساختارهای اداری و استعماری در این سرزمین به وجود آورده بود تا منابع مختلف کشاورزی و معدنی کوبا را در دست گیرد و از آن بهره ببرد. استعمار اسپانیا با نهادینه شدن فساد اداری در کوبا همراه شده بود. وضعیت فساد اداری به شکلی بود که مقامات دولتی در پی اندوختن ثروت از هر راه ممکن بودند. از همین روی در اواخر قرن نوزدهم نارضایتی کوباییها از استعمار اسپانیا به اوج خود رسید.
سلطه آمریکا بر کوبا
در طول قرن نوزدهم، ایالات متحده؛ به عنوان قدرتی نوظهور در قارّه آمریکا؛ خواهان مداخله در امور مربوط به این قارّه بود. درنتیجه کوبا به سبب همجواری با ایالات متحده و جاذبه اقتصادی، سیاسی و نظامی در دهه آخر قرن نوزدهم مورد توجه ویژه این کشور قرار گرفت. در انتهای قرن نوزدهم آمریکا به استقلال طلبان کوبا برای رهایی از استعمار اسپانیا کمک کرد. این عمل امریکا باعث شد تا این امکان برای شرکتهای بزرگ تجاری و اقتصادی این کشور فراهم شود تا در امور اقتصادی کوبا به ویژه تجارت شکر وارد شوند و سود سرشاری را به دست آورند. از سوی دیگر کوبا به لحاظ نظامی و دریایی پایگاه مهمی بود که در نزدیکی ایالات متحده و در مجاورت اقیانوس اطلس میتوانست موقعیت سیاسی و نظامی ایالات متحده را در منطقه ارتقاء بخشد:
« تظاهر به انسان دوستیِ البته ابلهانه، دیگران را ابله فرض کردن است.شعائر مربوط به تمدن هم ممکن است ایالات متحده را ملزم کرده باشد که مردم کوبا را از یوغ امپراتوری اسپانیا نجات دهد. اما آنچه دو عامل فوق را در آخر سر به حرکت درآورد این بود که آمریکاییها منظره مزارع و حلقههای نیشکر را می دیدندکه در زمینه آن گل و بوته تنباکو هم زیاد بود.»۳
جنگ ایالات متحده با اسپانیا با پیروزی ایالات متحده و پایان استعمار کوبا در سال ۱۸۹۸م همراه شد. اما آمریکاییها نیامده بودند تا پس از پایان بخشیدن به دوران استعمار کوبا از این کشور بروند. رییس جمهور ایالات متحده و جامعه تجار و بازرگانان این کشور دریافته بودند که بدون حضور نظامی و اقتصادی در کوبا و بیرون راندن اسپانیا نمیتوانند منافع خود را تأمین کنند.۴
ایالات متحده تا سال ۱۹۰۲ م به صورت مستقیم در کوبا حضور نظامی و سیاسی اش را ادامه داد. در این فاصله چند ساله بازرگانان، دلالان معاملات املاک، شرکتهای تجاری و بورس بازان سهام آمریکایی درهاوانا و سایر مناطق کوبا فعالیتشان را شروع کردند و راهآهن سراسری، استخراج معادن و صنایع شکر و توتون را در دست گرفتند. بیش از سی میلیون دلار سرمایه آمریکایی وارد کوبا شد.۵ در نتیجه عمده منافع حاصل از منابع تولیدی کوبا به آمریکا میرفت و کوبا با وجود آنکه از ۱۹۰۲م استقلال خود را به دست آورد و نیروهای آمریکایی خاک کوبا را (به جز در برخی مناطق چون جزیره گوانتانامو) تخلیه کردند،اما اقتصاد و سیاست کوبا در دست ایالات متحده و شرکتهای تجاری آن بود.
با آنکه دولت آمریکا به حضور نظامی خود پایان داد، ولی مجلس قانون اساسی کوبا را، پس از مدتها بحث و کشمکش، وادار به پذیرش اصلی کرد که معروف به «اصلاحیه پلات» است. بر اساس این اصلاحیه حق دخالت نظامی ایالات متحده برای حفظ استقلال کوبا و حفاظت از امنیت مال ، جان و آزادیهای فردی مردم کوبا در قانون اساسی کوبا گنجانده شد و کوبا اجازه میداد تا ایالات متحده در برخی نقاط کوبا پایگاههای سوختگیری دریایی و نیروی دریایی داشته باشد. از این زمان کوبا، بدون آنکه مستعمره باشد، به صورت کامل وارد حوزه نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی ایالات متحده شد.۶
فساد گسترده حاکمان کوبا
نیمه اول قرن بیستم دوره حکمرانی دولتهای فاسد در کوبا بود. رشوهگیری مقامات دولتی، تبانی شرکتهای آمریکایی و ثروتمندان با دولتمردان از یک سوی فساد را در ساختار حکومت نهادینه کرده بود و از سوی دیگر سرمایهگذاری آمریکاییها بر روی هتلداری، قمارخانهها و سایر مراکز خوشگذرانی باعث گسترش فسادهای اخلاقی و شیوع قاچاق مواد مخدر در کوبا مقارن با زمامداری باتیستا شده بود. باتیستا پس از یک دوره حکمرانی در کوبا، دوباره با یک کودتا در سال ۱۹۵۲م قدرت را به دست گرفت و شروع به سرکوب مخالفان کرد و آمریکا نیز در برابر خلافکاریهای دولتمردان کوبا سیاست حمایت از دیکتاتوری باتیستا را در پیش گرفت.
زمینداران بزرگ کوبایی و شرکتهای آمریکایی در عمل مخالف با هرگونه پیشرفت اقتصادی، صنعتی و فرهنگی کوبا بودند. نیروی کار ارزان قیمت باید در کشتزارهای نیشکر کار می کردند و هرگونه تلاش برای باسواد کردن کارگران مزارع نیشکر و توسعه صنایع در کوبا باعث میشد تا این نیروی کار ارزان قیمت مزارع راهی کارخانهها شوند و شرکتهای آمریکایی و زمینداران بزرگ کوبا ضرر کنند.
سیاست اقتصادی تجارت آزاد که ایالات متحده و دولت دست نشاندهاش در کوبا دنبال میکردند، کوبا را به بازار محصولات آمریکایی تبدیل کرده بود. درآمدهای حاصل از تولید شکر تصفیه نشده یا به شرکتهای آمریکایی و یا به مالکان کوبایی این مزارع میرسید. درآمد کوباییها نیز به جای سرمایهگذاری در گسترش و بهبود وضعیت تولید شکر، یا صرف خرید محصولات آمریکایی میشد و یا به سمت مستغلات و ملکداری هدایت میشد. بانکها و بنگاههای اعتباری با تشویق خانه سازی مانع از سرمایهگذاری در توسعه صنایع بودند.۷
حتی صنایع تولید شکر نیز در کوبا ابتدایی بود و کوبا با تولید شکر تصفیه نشده، این کالای اساسی و مورد مصرف ایالات متحده را با قیمت ارزان به این کشور صادر میکرد و در آنجا عملیات فرآوری شکر انجام میشد و سود اصلی در این زمینه نصیب شرکتهای آمریکایی میشد، در حالی که کارگران مزارع نیشکر کوبا با حداقل حقوق و در سختترین شرایط کاری، با درآمدی چند ماهه و بیکاری بلندمدت سالانه از عایدات مهمترین کالای تولیدی کوبا بهره بسیار کمی میبردند. حرارت کارخانههای استحصال شکر تصفیه نشده از نیشکر آنچنان بالا بود که بخار حاصل از فرآوری شکرها سبب میشد تا این کارگران به اصطلاح خودشان دچار «گاراپو» شوند که همان «گلو زخم» است.۸
آمریکا در زمان ریاست جمهوری فرانکلین روزولت از اصلاحیه پلات صرفنظر کرده بود، ولی کماکان اقتصاد و سیاست کوبا در مدار ایالات متحده قرار داشت و شرکتهای آمریکایی هشتاد تا صددرصد خدمات عمومی، معادن، مزارع، دامپروری و پالایشگاههای نفت و چهل درصد صنعت نیشکر و پنجاه درصد راهآهنهای عمومی کوبا را در دوره دیکتاتوری باتیستا در دست داشتند.۹
ایستادگی در برابر چپاول
طی دوره پنجاه ساله استقلال کوبا، جمعیت این کشور افزایش چشمگیری داشت، ولی در کنار آن نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی در این کشور از حدّ گذشته بود و عدالت خواهان کوبا اعتراض خود را علیه فساد سیاسی و اقتصادی دولت و نابرابریهای اجتماعی آغاز کردند. یکی از مهمترین افرادی که به این وضعیت اعتراض کرد و خواستار برکناری باتیستا شد، فیدل کاسترو، دانش آموخته حقوق و یکی از افراد متعلق به خانوادههای زمینداران کوبا بود. وی بر خلاف خاستگاه طبقاتی اش، خواستار پایان حکومت فاسد باتیستا و برقراری عدالت اجتماعی در کوبا شد. کاسترو پس از ناکامی در اعتراض مسالمت آمیز به جنگهای چریکی روی آورد و پس از یک شکست اولیه، توانست در حرکت بعدی اش در فاصله سال ۱۹۵۸ تا ژانویه۱۹۵۹ به دیکتاتوری باتیستا خاتمه دهد و کوبا را از مدار قدرت ایالات متحده امریکا خارج کند.
پانویس
۱) سارتر، ژان پل، جنگ شکر در کوبا، ترجمه جهانگیر افکاری، امیرکبیر،۱۳۵۷ ، ص۳۴-۳۳
۲) پندل، جرج، تاریخ آمریکای لاتین، ترجمه منوچهر پوریان خبر، تهران، اردیبهشت، بی تا، ص۱۵۱
۳) فونر، فیلیپ اس، جنگ اسپانیا-کوبا-آمریکا و پیدایش امپریالیسم آمریکا، ترجمه اسماعیل فصیح، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲ ، ص۳۷۰
۴) زین،هاوارد، تاریخ آمریکا، ترجمه مانی صالحی علامه، تهران، کتاب آمه، ۱۳۹۳، ص۴۰۴
۵) همان، ص۴۱۱
۶) همان،ص۴۱۳-۴۱۱
۷) سارتر،همان،ص۵۵
۸) همان،ص۳۴-۳۳
۹) زین،همان،ص۵۷۹

شما چه نظری دارید؟